أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

104

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

بار را دامنكشان به جنبش در آورد . من در اصفهان گاهى با شمشير براى زندگى مىكوشيدم و گاه با علم بلاغت ( ادب ) و حساب . ليكن نه شمشير ، پيروزم ساخت و نه ادب و حساب مرا توشه‌اى بهره كرد . و كسانى چونان من چگونه مىتوانند در جايى پر از . . . فيروزى يابند ؟ و در حديث است كه آدم را به هند بر روى كوه سرنديب ، و حواء را به جده و ابليس نفرينى را به ميسان و آن مار را به اصفهان هبوط دادند . و دجال از اصفهان بيرون شود . خاك اصفهان سالم است و آبش گوارا و هوايش خوب و حشراتش اندك . در آنجا حبوبات چندين برابر شهرهاى ديگر ماند كند « 1 » . و خداوند داناتر و حكيمتر است .

--> ( 1 ) - و من در همهء زمين پارسى گويان شهرى نيكوتر و جامع‌تر و آبادانتر از اصفهان نديدم . و گفتند اگر گندم و جو و ديگرى حبوب بيست سال نهند تباه نشود . و بعضى گفتند پيش از اينكه بارو نبود هواى شهر خوشتر از اين بود و چون بارو ساختند متغير شد ، چنان كه بعضى چيزها بزيان مىآيد . اما روستا همچنان است كه بود . ناصر خسرو - سفرنامه ، 138 - 139